سرباز ناساز

سرباز ناساز

نویسنده: ژیل مارشان

مترجم: محمود گودرزی

ناشر: خوب

تعداد صفحات۲۱۵
نوبت چاپچاپ دوم ۱۴۰۳
شابک۹۷۸۶۲۲۶۵۱۳۹۰۶
ژانرداستان فرانسوی

📖 درباره کتاب

راوی داستان از مجروحان جنگ جهانی اول است که به‌علت قطع عضو در ماه‌های نخست درگیری‌ها دیگر نتوانسته در خط مقدم بجنگد. او اکنون پس از جنگ، کار تحقیق درباره مفقودان و کشته‌شدگان را به عهده گرفته است و به‌همین‌دلیل از طرف مادر سربازی به نام امیل ژوپلن مأمور می‌شود درباره سرنوشت فرزندش پژوهش کند. تحقیقات راوی منجر به کشف رازی می‌شود که مادر ژوپلن از او مخفی نگاه داشته: پسرش امیل، پیش از اعزام به جبهه دلباخته دختری از اهالی آلزاس به‌نام لوسی هیمل شده که از خانواده‌ای فقیر می‌آمده. ماجرای عاشقانه امیل و لوسی که از نوجوانی آغاز شده بود تا جبهه جنگ و زیر گلوله‌باران‌ها ادامه پیدا می‌کند. در اثنای قصه عشق پرشور این دو جوان، ماجرای جنگی روایت می‌شود که جز میلیون‌ها کشته و زندگی تباه‌شده چیزی درپی ندارد.

✍️ درباره نویسنده

ژیل مارشان
ژیل مارشان، نویسنده و ویراستار فرانسوی، در سال ۱۹۷۶ در شهر بوردو فرانسه متولد شد. فعالیت حرفهای او در نویسندگی از حدود سال ۲۰۱۰ و با نوشتن داستان‌های کوتاه آغاز شد و به‌تدریج با همکاری در نشریات مستقل به چهرهای آشنا در محافل ادبی فرانسه بدل گشت. شهرت مارشان با انتشار رمان «سرباز ناساز» در سال ۲۰۲۲ به اوج خود رسید. این کتاب که داستان تاثیرگذار و تکاندهنده‌ای را روایت می‌کند، با تحسین گسترده‌ای مواجه شد و مهم‌ترین جایزه دوران کاری او، یعنی جایزه کتابفروشان فرانسه را در سال ۲۰۲۳ برایش به ارمغان آورد.

📖 تکه‌ای از کتاب

خب هیچ، جنگ بود. از همه‌جا تیراندازی می‌شد. می‌گویند من آدم سربه‌هوایی‌ام، اما آن‌جا سرم توی گِل‌ها بود. دلیلی نمی‌دیدم که بگذارم توی هوا بماند. بالا چیز قشنگی نبود که ببینم. یک عالم دود، گاز، غبار. و اشباح سربازهایی که در هم می‌لولیدند تا آن جهنم را ترک کنند. من هیچ‌وقت اشباح را دوست نداشته‌ام. برای ملحق شدن بهشان عجله‌ای ندارم. می‌توانم بگویم که توی جبهه به‌این‌دلیل ستاره‌ها را نمی‌دیدیم که روح‌های سربازهای زیادی بین ستاره‌ها و ما بودند.