دود
مترجم: آرمان امین
ناشر: افق
📖 درباره کتاب
داستان رمان «دود» در کلبهای قدیمی در دل یک جنگل انبوه و دورافتاده روایت میشود. سه شخصیت اصلی وجود دارند: یک زن (راوی داستان)، یک کودک که تقریباً هرگز حرف نمیزند، و یک گربه. آنها زندگی روزمرهای سخت اما منظم دارند. مردی مرموز گهگاه برایشان آذوقه و ملزومات میآورد. هیچکس نمیداند این مرد کیست، از کجا میآید و چرا کمکشان میکند. در ادامه طبیعت اطراف خشنتر میشود و از افق دور، ستونهای دود خبر از فاجعهای قریب میدهند.
✍️ درباره نویسنده
خوزه اوبِخِرو متولد ۱۹۵۸، مادرید، نویسنده پرکار اسپانیایی و برنده جوایز آلفاگوارا و آناگراما است. او سالها در آلمان و بلژیک زیسته و در آثارش به مفاهیمی چون تنهایی، خاطره و اخلاق خشونت میپردازد.
📖 تکهای از کتاب
آدمها.
چی؟
آدمها، آدمها، آدمها.
درحالیکه من داشتم خاکسترهای آتش دیشب بخاری را پاک میکردم و دودکشش را هم تمیز کرده بودم – چون بهنظرم میرسید چوب بد میسوزد، اگرچه شاید هم بهخاطر رطوبت زیادشان بوده باشد -، بچه دواندوان وارد کلبه شده. صورتم باید سیاهِ سیاه شده باشد، درست مثل دستهایم. اما بچه نمیایستد تا ظاهر من را ورانداز کند. میپرد روی تخت، سرش را میکند زیر بالش، زیرلب، منمن میکند، آدمها، آدمها... و، خداحافظ، خداحافظ، خداحافظ، خداحافظ.
چی؟
آدمها، آدمها، آدمها.
درحالیکه من داشتم خاکسترهای آتش دیشب بخاری را پاک میکردم و دودکشش را هم تمیز کرده بودم – چون بهنظرم میرسید چوب بد میسوزد، اگرچه شاید هم بهخاطر رطوبت زیادشان بوده باشد -، بچه دواندوان وارد کلبه شده. صورتم باید سیاهِ سیاه شده باشد، درست مثل دستهایم. اما بچه نمیایستد تا ظاهر من را ورانداز کند. میپرد روی تخت، سرش را میکند زیر بالش، زیرلب، منمن میکند، آدمها، آدمها... و، خداحافظ، خداحافظ، خداحافظ، خداحافظ.