ایستادن در دل بیشهها
مترجم: کامک ارژنگی
ناشر: مروارید
📖 درباره کتاب
کتاب «ایستادن در دل بیشهها» گزیدهای از اشعار مری الیور، شاعر نامدار آمریکایی، به ترجمهٔ کامک ارژنگی است. این مجموعه که توسط انتشارات مروارید منتشر شده، بیش از ۹۰ شعر را در بر میگیرد که از دفتر «نیایشها» برگزیده شدهاند؛ کتابی که خود الیور در سالهای پایانی عمرش از میان تمام ۲۶ دفتر شعرش فراهم آورد و آن را بهترین نمونه از آثار و سیر تکامل هنری خود میدانست. ویژگی اصلی اشعار او، زبان ساده و بیتکلف همراه با شور و شوقی صمیمانه است. مضمون اصلی این شعرها طبیعت است، اما الیور از رهگذر مشاهدهٔ دقیق و مراقبهگونه در طبیعت، به درونمایههایی چون عشق، گذشت زمان، فقدان، معنای زندگی و مرگ میپردازد. مترجم، شعر او را از نظر دلبستگی عارفانه به طبیعت، قابل تشبیه به شعر سهراب سپهری دانسته و از نظر شور و شهامت، یادآور فروغ فرخزاد معرفی کرده است. این کتاب برای دوستداران شعرهای دلی و طبیعتمحور، تجربهای تازه و تأملبرانگیز خواهد بود.
✍️ درباره نویسنده
مری الیور (۲۰۱۹-۱۹۳۵) یکی از محبوبترین شاعران معاصر آمریکاست. کودکی خود را در اوهایو گذراند؛ اما به دلیل مشکلات عمیق خانوادگی، پناهگاهش را در جنگلهای اطراف یافت و از همان نوجوانی سرودن شعر را آغاز کرد. در ۱۷ سالگی به دیدار «ادنا سنونسنت میلی»، شاعر برنده پولیتزر، رفت و پس از مرگ ادنا سالها در ملک او ماند و اسنادش را مرتب کرد. این تجربه، تأثیری ماندگار بر او نهاد. الیور در ادامه همراه با «مالی مالون کوک» که تا پایان عمر همدمش بود به شهر ساحلی پراوینستاون نقل مکان کرد. او برندهٔ جایزه پولیتزر (۱۹۸۴) و جایزهٔ ملی کتاب (۱۹۹۲) شد و در سال ۲۰۰۷ به عنوان پرفروشترین شاعر آمریکا شناخته شد. عشق به طبیعت در شعر او ریشه در همان روزهای تنهایی و گریز از دردهای خانوادگی دارد؛ چنان که خود میگوید: «توجه آغازِ عشق است.» نگاه او به خدا و دعا نیز قالبی مذهبی سنتی ندارد، بلکه نوعی عرفان طبیعتمحور است که در آن، پیادهروی روزانه و شعر گفتن، شکلی از نیایش شخصی محسوب میشود.
📖 تکهای از کتاب
خرس ترورو و ماجراهای دیگر (۲۰۰۸)
پیشکش
پس از آنکه دریای کبود از باد
چین خورد و پس رفت
به توی تاهای آبیرنگ،
در میان خزههای سیاه
صدفی یافتم که به آن نپتون میگویند ـ
سپید و چرمینهفام،
گویوار،
با دنبالهای
و برجی
و درِ تاریکی
و اینها همه
کوچکتر از
مشت من،
شاید بتوان گفت،
بسیار گرانبها مینمود.
به سفرهایش اندیشیدم
در کاسهٔ بادکوبیدهی
اقیانوس اطلس
و در شگفت شدم
از این که هیچ آسیبی ندیده بود.
آه آری،
و در آن،
که در پسش تنها
پوچیِ پایانی گریزناپذیری بود.
آری چنین است ـ همواره چنین است.
با این همه، چه خانهای
که بر جای بگذاری!
آن را در دست گرفتم
مانند پرخردترین کتابها
و سفرهایش را تصور کردم
سفرهایش را تا به دستان من
و اکنون، تا به دستان تو.
پیشکش
پس از آنکه دریای کبود از باد
چین خورد و پس رفت
به توی تاهای آبیرنگ،
در میان خزههای سیاه
صدفی یافتم که به آن نپتون میگویند ـ
سپید و چرمینهفام،
گویوار،
با دنبالهای
و برجی
و درِ تاریکی
و اینها همه
کوچکتر از
مشت من،
شاید بتوان گفت،
بسیار گرانبها مینمود.
به سفرهایش اندیشیدم
در کاسهٔ بادکوبیدهی
اقیانوس اطلس
و در شگفت شدم
از این که هیچ آسیبی ندیده بود.
آه آری،
و در آن،
که در پسش تنها
پوچیِ پایانی گریزناپذیری بود.
آری چنین است ـ همواره چنین است.
با این همه، چه خانهای
که بر جای بگذاری!
آن را در دست گرفتم
مانند پرخردترین کتابها
و سفرهایش را تصور کردم
سفرهایش را تا به دستان من
و اکنون، تا به دستان تو.