گفتوگو درباره خدا
مترجم: کامران شهبازی
ناشر: کرگدن
📖 درباره کتاب
کتاب «گفتوگو درباره خدا» نوشته چارلز تالیافرو و ترجمه کامران شهبازی به همت نشر کرگدن در ۱۸۸ صفحه منتشر شده است. این اثر برخلاف بسیاری از کتابهای فلسفی که در قالب تکصدا نوشته میشوند، از فرم گفتوگو میان چهار شخصیت با دیدگاههای متفاوت بهره میبرد. شخصیتها عبارتند از کریس (خداباور)، پت (بیخدا)، تونی (ندانمگرا) و لیز (فیلسوف دین با نگاهی تأملی). پرسش محوری کتاب این است: «چگونه میتوان وجود شر و رنجهای عظیم جهان را با باور به خدای خیرخواه و قادر مطلق جمع کرد؟» کریس میکوشد پاسخهایی ارائه دهد، اما پت و تونی با مثالهای تاریخی و عاطفی، این پاسخها را به چالش میکشند. لیز نیز بر این نکته پافشاری میکند که شاید خود پرسش از منظر انسانی محدودیت دارد. در گفتوگوی پنجم، موضوعات معاصری چون امکان باور به معجزات، بهشت و جهنم و تجسد (حلول خدا در انسان) طرح میشوند و تونی ندانمگرایی را بهعنوان بدیلی جدی معرفی میکند. کتاب با مجموعهای از پرسشهای باز برای تأمل خواننده به پایان میرسد. از ویژگیهای برجسته این اثر میتوان به تأکید بر خودسنجی (فیلسوف باید همواره آماده زیر سؤال بردن موضع خود باشد)، زبان دوستانه و غیرخصمانه (برخلاف آثار تند الحادی یا ایمانگرا)، کارکرد آموزشی (وجود پرسشهای پایانی هر فصل برای استفاده در کلاسهای فلسفه دین) و تعدد صداها اشاره کرد. تالیافرو با این کتاب خود را در سنت محاورات افلاطون و گفتوگوهای هیوم و گالیله قرار میدهد؛ قالبی که از جزمیگرایی میکاهد و ذهن خواننده را به روی امکانهای مختلف باز میکند.
✍️ درباره نویسنده
چارلز تالیافرو، یکی از برجستهترین فیلسوفان دین معاصر در آمریکا است. تالیافرو تحصیلات خود را در رشته فلسفه در دانشگاه براون آغاز کرد و سپس در دانشگاه کالیفرنیا، سنتا باربارا، مدرک دکترا گرفت. او سالهاست که استاد فلسفه در کالج سنت اولاف (St. Olaf College) در مینهسوتا است. تالیافرو به دلیل تلاش برای ایجاد گفتوگوی سازنده میان خداباوران و ناخداباوران شناخته میشود؛ رویکردی که در کتاب «گفتوگو درباره خدا» به وضوح دیده میشود. او آثار متعددی در زمینه فلسفه دین، فلسفه اخلاق و فلسفه ذهن تألیف کرده است که از میان آنها میتوان به «فلسفه دین در قرن بیستویکم»، «شواهد و ایمان» و «کمبریج بهیود فلسفه دین» اشاره کرد. تالیافرو برخلاف بسیاری از فیلسوفان تحلیلی که لحنی خشک و تخصصی دارند، به زبانی روشن و در دسترس مینویسد و درعینحال از دقت فلسفی فروگذار نمیکند. او همچنین به هنر و ادبیات علاقهای عمیق دارد و در برخی آثارش از شعر و نقاشی برای توضیح مفاهیم فلسفی بهره گرفته است
📖 تکهای از کتاب
خدا و منطق
لیز: دست نگه دارید، با هر دوتان هستم. قبل از اینکه جلوتر بروید، باید ایرادی را مطرح کنم. «خدایی» که هر دو شما بر سرش بحث میکنید، بیش از حد انسانوار است. بسیار هم علموارانه است. چند دقیقه مهلت بدهید تا توضیح دهم. به هر دو شما نشان میدهم که مفهوم خدا نه آنقدری که کریس ادعا میکند، شستهرفته است و نه آنقدری که پت فکر میکند، ناشیانه است. خدا فراتر از تمام مفاهیم و مقولات انسانی است. به همین دلیل شایسته نیست که خدا را شخصی غیرفیزیکی بدانیم. مقولات کریس سرانجام خدا را صرفاً به چیزی در میان دیگر چیزها تقلیل میدهد. اما پت هم به یک فهم غلط از خدا میرسد. من فکر میکنم اگر پت خدا را بپذیرد، آن «خدا» شبیه چیزی خواهد بود از نوع اشیای فیزیکی یا اموری که در فیزیک، شیمی، زیستشناسی یا شاید ریاضیات فرض میگیریم. اما خدا به لحاظ هستی و حقیقت یکسره متفاوت است. به یک معنا، تمثیل پت درباره خانه و کیهان را ترجیح میدهم. از منظر زبان انسان، وجود خدا معنی ندارد. اما مگر چه انتظار دیگری داشتید؟ خدا حیوان اهلی و دستآموز نیست که بتواند با مقولات بشری تحت بررسی قرار بگیرد.
پت: لیز، به جبهه من خوش آمدی. من هم با تو موافقم که مفهوم خدا فراتر از منطق است تا آنجا که منطق نمیتواند بر خدا صدق کند، حتی نمیتوان درباره خدا اندیشید. اگر منطق، اندیشه و ایدههای راجع به خدا نتوانند معنادار باشند، پس مفهوم خدا مهمل است و نمیتوان به او معتقد بود، به او توکل کرد، پرستشش کرد، نمازش خواند، او را پرستش کرد و یا حتی دربارهاش سخن گفت. بدینگونه خودم این نتیجه را اعلام میکنم: هیچ خدایی وجود ندارد!
لیز: دست نگه دارید، با هر دوتان هستم. قبل از اینکه جلوتر بروید، باید ایرادی را مطرح کنم. «خدایی» که هر دو شما بر سرش بحث میکنید، بیش از حد انسانوار است. بسیار هم علموارانه است. چند دقیقه مهلت بدهید تا توضیح دهم. به هر دو شما نشان میدهم که مفهوم خدا نه آنقدری که کریس ادعا میکند، شستهرفته است و نه آنقدری که پت فکر میکند، ناشیانه است. خدا فراتر از تمام مفاهیم و مقولات انسانی است. به همین دلیل شایسته نیست که خدا را شخصی غیرفیزیکی بدانیم. مقولات کریس سرانجام خدا را صرفاً به چیزی در میان دیگر چیزها تقلیل میدهد. اما پت هم به یک فهم غلط از خدا میرسد. من فکر میکنم اگر پت خدا را بپذیرد، آن «خدا» شبیه چیزی خواهد بود از نوع اشیای فیزیکی یا اموری که در فیزیک، شیمی، زیستشناسی یا شاید ریاضیات فرض میگیریم. اما خدا به لحاظ هستی و حقیقت یکسره متفاوت است. به یک معنا، تمثیل پت درباره خانه و کیهان را ترجیح میدهم. از منظر زبان انسان، وجود خدا معنی ندارد. اما مگر چه انتظار دیگری داشتید؟ خدا حیوان اهلی و دستآموز نیست که بتواند با مقولات بشری تحت بررسی قرار بگیرد.
پت: لیز، به جبهه من خوش آمدی. من هم با تو موافقم که مفهوم خدا فراتر از منطق است تا آنجا که منطق نمیتواند بر خدا صدق کند، حتی نمیتوان درباره خدا اندیشید. اگر منطق، اندیشه و ایدههای راجع به خدا نتوانند معنادار باشند، پس مفهوم خدا مهمل است و نمیتوان به او معتقد بود، به او توکل کرد، پرستشش کرد، نمازش خواند، او را پرستش کرد و یا حتی دربارهاش سخن گفت. بدینگونه خودم این نتیجه را اعلام میکنم: هیچ خدایی وجود ندارد!