بی‌چهرگان

بی‌چهرگان

نویسنده: علیرضا محمودی ایرانمهر

ناشر: سیمرغ

تعداد صفحات۳۵۷
نوبت چاپدوم، زمستان ۱۴۰۴
شابک۹۷۸۹۶۴۰۰۲۵۳۱۴
ژانررمان ایرانی

📖 درباره کتاب

کتاب «بی‌چهرگان»، رمانی است که پیوندی میان حماسه‌های ایران و یونان برقرار می‌کند. نویسنده با بهره‌گیری از روایت بینامتنی و غیرمستقیم، حماسه‌ها را چنان بازآفرینی کرده که حس کنجکاوی مخاطب را برمی‌انگیزد و او را به دل تاریخ می‌برد. داستان با یک بازگشت آغاز می‌شود؛ بازگشت راوی به زادگاهش «مرو» برای دیدار زنی که آخرین دیدار با او به سی سال پیش بازمی‌گردد. رمان در قرن یکم پیش از میلاد اتفاق می‌افتد؛ دوره‌ای که به باور نویسنده، مهم‌ترین رویدادهای جهان در آن رخ داده و هر آنچه از دانش امروز بشر می‌شناسیم در همین مقطع متولد شده است. محمودی ایرانمهر هدف خود را از نگارش این اثر، خلق کتابی می‌داند که به نوعی هم تاریخ فلسفه، هم تاریخ دین و هم تاریخ ایران است و روایتگر شکل‌گیری ایران محسوب می‌شود. او تأکید می‌کند که رمان تاریخی آمیزه‌ای از واقعیت و تخیل است و کار رمان بازآفرینی بخش‌هایی است که نمی‌دانیم اما قابل تصور هستند. پژوهش گسترده برای این کتاب شامل جست‌وجوی نزدیک به ۳۰ تا ۴۰ منبع مرتبط با تاریخ کلاسیک و سنتی ایران و سال‌ها درگیری با موضوع بوده است. نویسنده میان تاریخ کلاسیک (که معمولاً بر پایه منابع غربی است) و تاریخ سنتی ایران (حاصل خدای‌نامه‌نویسی و سنت روایی) تمایز قائل می‌شود.

✍️ درباره نویسنده

علیرضا محمودی ایرانمهر
علیرضا محمودی ایرانمهر، نویسنده، منتقد ادبی و فیلم‌نامه‌نویس ایرانی، در سال ۱۳۵۳ در مشهد متولد شد. او فعالیت حرفه‌ای خود را از اواخر دهه شصت با انتشار داستان‌های کوتاه و نقدهای ادبی در مطبوعات آغاز کرد. نثر ساده و بی‌تکلف او، همراه با پرداختن به دغدغه‌های انسانی و مسائل روزمره، از ویژگی‌های اصلی آثارش به شمار می‌رود. مجموعه داستان‌های و رمان‌هایی چون «اسم تمام مردهای تهران علیرضاست»، «برف تابستانی» و «ابر صورتی» (که رتبه نخست مسابقه داستان‌نویسی بهرام صادقی را از آن خود کرد) از جمله آثار شناخته‌شده او هستند. محمودی ایرانمهر علاوه بر داستان‌نویسی، در حوزه فیلم‌نامه‌نویسی نیز فعال بوده و آثاری چون «دلداده» و «آزادراه» را در کارنامه دارد. داستان‌های کوتاه او تاکنون به زبان‌های انگلیسی، آلمانی، فرانسه و عربی ترجمه شده‌اند. از تازه‌ترین آثارش می‌توان به رمان «حافظ‌خوانی خصوصی» اشاره کرد. او همچنین در زمینه داوری جشنواره‌های ادبی و تدریس نویسندگی نیز تجربه دارد.

📖 تکه‌ای از کتاب

بعد از مرگ مادربزرگ همه چیز در زندگی من و پدرم تغییر کرد. ماهان همچون بازرگانی یهودی پول درمی‌آورد، ولی ما در بیشتر سال مثل مرتاض‌های هندی زندگی می‌کردیم. وقتی در مجلس یکی از نجیب‌زادگان مرو داستان می‌خواندیم تا چند روزی همچون شاهزادگان اشکانی ریخت‌وپاش می‌کردیم و دوستان ماهان به خانه‌مان می‌آمدند و بزم و شادخواری برپا بود. ماهان دوست داشت تمام روزهای زندگی‌اش مثل جشنی بزرگ باشد؛ ولی سکه‌های نقره به سرعت ناپدید می‌شدند. گاه روزها می‌شد که جز چند نان جو و کوژه‌ای روغن در خانه‌مان چیزی برای خوردن پیدا نمی‌شد. نمی‌دانستم ماهان با آن همه سکه نقره ارشک‌نشان چه می‌کند. پدر می‌گفت: «ثروت فقط با هنرمندی به دست نمی‌آید، باید فرشته بخت آن را به خانه آدم بیاورد؛ بدون آن هر کاری بیهوده است. هیچ‌وقت به جایی که می‌خواهی نمی‌رسی، یا وقتی می‌رسی که دیر شده است. فرشته بخت فقط یک بار در خانه هر آدمی را می‌زند.»
گویا هنوز خانه ما را نیافته بود.