«خاورمیانه» پیش از جنگ جهانی اول وجود نداشت. این نام، پس از آنکه بریتانیا و فرانسه نقشه امپراتوری شکست‌خورده عثمانی را میان خود تقسیم کردند، بر یک منطقه کهن نشانده شد. حالا مصطفی آکساکال، مورخ ترک‌تبار دانشگاه جرج‌تاون، در کتاب تازه‌اش نشان می‌دهد که فروپاشی عثمانی مرگی طبیعی نبود، این فروپاشی یک قتل برنامه‌ریزی‌شده بود؛ به دست اروپایی که عثمانی را در آستانه جنگ طرد کرد و سپس قطعه‌قطعه‌اش کرد.

در روایت رایج تاریخ، امپراتوری عثمانی «مرد بیمار اروپا» بود. ضعفِ مدیریت، ملی‌گراییِ افسارگسیخته و درگیری‌های قومی-مذهبی، سرنوشت محتوم آن را رقم زد. اما آکساکال در کتاب «جنگی که خاورمیانه را ساخت: جنگ جهانی اول و پایان امپراتوری عثمانی» که در ژانویه ۲۰۲۶ منتشر شده و هنوز به فارسی ترجمه نشده است، این روایت را وارونه می‌کند. او می‌گوید: «تا سال ۱۹۱۴، امپراتوری عثمانی دولتی چندقومی و چندمذهبیِ زنده‌پا بود.» و مهم‌تر آنکه «روابط میان اعراب، یهودیان، مسلمانان و مسیحیان فلسطین نسبتاً پایدار بود.»

پس چه شد که این ثبات به فاجعه بدل گشت؟ پاسخ را باید در جاه‌طلبی امپریالیستی اروپا جست.

وقتی متفقین «نه» گفتند

یکی از جذاب‌ترین بخش‌های کتاب، روایت ماه‌های منتهی به جنگ است. دولت عثمانی که انحلال تدریجی خود را می‌دید، در آستانه جنگ جهانی اول از متفقین (بریتانیا و فرانسه) درخواست اتحاد کرد. پاسخ آنها «نه» بود؛ چراکه از پیش نقشه شرق مدیترانه را در سر می‌پروراندند. عثمانی که طرد شد، چاره‌ای جز پیمان با آلمان ندید.

آکساکال در مصاحبه‌ای که به بهانه چاپ کتاب منتشر شده، تأکید می‌کند: «علل انحلال امپراتوری را باید به اندازه علل داخلی، در تغییرات بین‌المللی و جهانی جست.» او حتی از مفهومی فراتر از «استعمار» سخن می‌گوید: «ما فکر نمی‌کنیم عثمانی پیش از ۱۹۱۴ مستعمره شده باشد، اما در واقع بسیاری از سرزمین‌هایش تحت صلاحیت اروپا یا اشغال مستقیم اروپا بود.» از دست رفتن تدریجی کنترل مالی، استقلال سیاسی را خُرد کرد.

اما نقطه بی‌بازگشت، خودِ جنگ بود.

خشونتی که از درون برخاست

آکساکال خشونت افسارگسیخته سال‌های ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۸ را هسته مرکزی تحلیل خود قرار می‌دهد. او می‌گوید: «جنگ، محیط سیاست داخلی عثمانی را دگرگون کرد. رقابت‌های سیاسی پیش از ۱۹۱۴ به رویارویی نظامی بدل شد.» دولت که حالا کنترل مطلق بر اسلحه، توزیع مواد غذایی، و راه‌های ارتباطی داشت، هر گروهی را که وفاداری‌اش زیر سؤال می‌رفت هدف قرار داد: «ارمنیان، آشوریان، مسیحیان یونانی-ارتدوکس، و حتی اعراب و کردهای مسلمان.»

نتیجه بیش از یک میلیون کشته از سربازان عثمانی و صدها هزار غیرنظامی بود. و در میان آنها، نابودی سیستماتیک جامعه ارمنی. به عبارت نویسنده: «در یک معنا، امپراتوری عثمانی هم در برابر جهان و هم در برابر خود در جنگ بود.»

تولد «خاورمیانه» و زخم‌های بی‌درمان

پایان جنگ پایان ماجرا نبود. بریتانیا و فرانسه، با نام «قیمومت»، سرزمین‌های عربی عثمانی را به مستعمره تبدیل کردند. و در همین فرایند بود که نام «خاورمیانه» بر منطقه نشانده شد. آکساکال در این نکته عمیق می‌شود: «عبارت «خاورمیانه» واقعاً تنها پس از جنگ جهانی اول به کاربرد رایج رسید و در این فرایند، خاطره دولتی چندقومی، چندمذهبی و چندزبانه را محو کرد که نهادهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی‌اش جمعیتی عظیم و متنوع را با ثباتی نسبی در خود جای داده بود.»

از دل همین جنگ بود که «بی‌دولتی فلسطینیان و کردها» متولد شد؛ معضلی که هنوز خاورمیانه با آن دست به گریبان است. و هویت‌های ملی جدید - که امروز آن‌ها را طبیعی می‌پنداریم - در بوته همین خشونت‌ها و ترومای جمعی آهنگری شدند.

میراثی که تمام نشده

آکساکال که پیشتر کتاب «مسیر عثمانی به سوی جنگ 1914» را منتشر کرده و اکنون کرسی «نشوئه ارتکون» در مطالعات ترکی مدرن را در دانشگاه جرج‌تاون در اختیار دارد، از هیچ‌کدام از روایت‌های خوش‌بینانه یا نوستالژیک استقبال نمی‌کند. او صریح می‌گوید: «هیچ فایده‌ای در نوستالژی درباره امپراتوری نیست، اما نه در پیروزی‌جویی درباره دولت‌های ملی که جایگزین آن شدند، فایده‌ای می‌بینم.»

و شاید همین، ارزش اصلی کتاب اوست: روایتی بی‌پرده از جهانی که در جنگ ساخته شد و تا امروز هم از زیر سایه‌اش بیرون نیامده است. «جنگ سایه‌ای بلند بر خاورمیانه انداخت. برای مردم این منطقه، جنگ و خشونت با پایان جنگ جهانی اول در ۱۹۱۸ یا با انحلال بعدی امپراتوری به سادگی از میان نرفت.»