در فرهنگ رایج نویسندگی، همیشه از شاهکار حرف زده می‌شود. از نوشتنی که باید کامل باشد، دقیق باشد، ماندگار باشد. اما مقاله بلند بنجامین شیفر از جایی مهم‌تر شروع می‌شود: از لحظه‌ای که ذهن دیگر توان رسیدن به آن استانداردها را ندارد.

او بعد از مرگ منتورش، اورِلی شیهان، و کمی بعد مرگ سگش، وارد دوره‌ای از سوگ و فرسودگی ذهنی می‌شود. تمرکزش از بین می‌رود، نوشتن سخت می‌شود و رمانی که پنج سال برایش وقت گذاشته بود، به چیزی فلج‌کننده تبدیل می‌شود. اما مهم‌ترین بخش مقاله مجموعه‌ای از ایده‌های عملی درباره نوشتن است. ایده‌هایی که برخلاف بسیاری از توصیه‌های کلیشه‌ای نویسندگی، از دل شکست و ناتوانی بیرون آمده‌اند.

یکی از مهم‌ترین جمله‌های مقاله این است: «همه چیزهایی که می‌نویسم لازم نیست بهترین چیزی باشد که تا حالا نوشته‌ام.»

این جمله، هسته اصلی متن است. بنجامین شیفر توضیح می‌دهد که سال‌ها تصور می‌کرد هر پروژه باید در بالاترین سطح ممکن باشد. نتیجه اما فرسودگی بود. او آن‌قدر روی «عالی بودن» رمانش سرمایه‌گذاری عاطفی کرده بود که دیگر نمی‌توانست آزادانه با آن کار کند.

برای همین تصمیم گرفت عمداً «یک کتاب بد» بنویسد.

منظورش از کتاب بد، کتاب بی‌ارزش نبود. منظورش کتابی بود که اجازه داشته باشد ناقص باشد. کتابی که لازم نیست شاهکار شود تا ارزشمند باشد. برای رسیدن به این وضعیت، او چند قانون مهم برای خودش گذاشت؛ قوانینی که عملاً به دستورالعمل‌هایی برای ادامه دادن تبدیل شدند.

به‌جای شاهکار، «ظرف معقول» بساز

یکی از مهم‌ترین ایده‌های مقاله، مفهومی است که دوستش کت پاول به او یاد می‌دهد: «برای زمان کار کن، نه برای خودِ کار.»

یعنی به‌جای اینکه هدفت نوشتن کامل‌ترین فصل ممکن باشد، فقط برای یک بازه زمانی مشخص بنویس. نویسنده متوجه می‌شود که وقتی هدف «عالی نوشتن» باشد، ذهن از کار می‌افتد. اما وقتی فقط قرار است مثلاً ۴۵ دقیقه بنویسی، مقاومت کمتر می‌شود.

او این ایده را «ظرف معقول» می‌نامد؛ یعنی ساختن محدوده‌ای که ذهن بتواند در آن دوام بیاورد.

این شاید مهم‌ترین توصیه عملی مقاله باشد:

اگر پروژه‌ای بیش از حد بزرگ شده، به‌جای افزایش فشار، باید ظرفش را کوچک‌تر کرد.

درباره کارِ در حال نوشتن، کمتر حرف بزن

نویسنده از ایده‌ای در کتاب «راه هنرمند» نوشته جولیا کامرون استفاده می‌کند: حفاظت از پروژه.

او نقل می‌کند: «حرف زدن، انرژی خلاقه را مصرف می‌کند.»

به همین دلیل تصمیم می‌گیرد تا ۹۰ روز درباره رمان جدیدش تقریباً با هیچ‌کس حرف نزند. چون فهمیده بود توضیح دادن مداوم پروژه، یا پاسخ دادن به سوال‌هایی مثل «کتاب چقدر پیش رفت؟»، اضطراب تولید می‌کند و رابطه نویسنده با اثرش را خراب می‌کند.

این بخش مقاله، نقد مهمی هم به فضای امروز شبکه‌های اجتماعی دارد؛ فضایی که در آن آدم‌ها گاهی بیشتر درباره نوشتن حرف می‌زنند تا اینکه واقعاً بنویسند.

گاهی باید عمداً سطح توقع را پایین آورد

بنجامین شیفر توضیح می‌دهد که رمان قبلی‌اش بیش از حد پیچیده و جاه‌طلبانه بود: روایت چندصدایی، تحقیقات سنگین، ساختار پیچیده، نثر فشرده و لایه‌مند. ذهنش دیگر توان چنین پروژه‌ای را نداشت. برای همین در کتاب جدید، عمداً تصمیم گرفت:

از زاویه دید ساده‌تری استفاده کند

تحقیق نکند

نثر را ساده نگه دارد

دنبال صدای خاص و درخشان نباشد

اجازه دهد بعضی جمله‌ها فقط «کار کنند»، نه اینکه شاهکار باشند

او می‌نویسد: «تصمیم گرفتم رمانی بنویسم که به من اجازه دهد به افتخاراتم تکیه کنم.»

این بخش مقاله، یک نکته مهم دارد، گاهی رشد خلاقه از جاه‌طلبی بیشتر نیست می‌توان فشار را کاهش داد و کار را ادامه داد.

استمرار مهم‌تر از کیفیت لحظه‌ای است

 

نویسنده هر روز فقط چند صفحه با دست می‌نوشت. نه با هدف عالی بودن، بلکه فقط برای ادامه دادن. حتی وقتی جمله‌ها بد بودند یا زمان فعل‌ها به‌هم می‌ریخت، توقف نمی‌کرد.

او می‌نویسد: «فقط قلم را جلو می‌بردم تا زمان‌سنج تمام شود.»

در نهایت، همین روند ناقص و ناپیوسته، به یک رمان کامل ۹۰ هزار کلمه‌ای تبدیل شد.

این بخش مقاله یادآوری مهمی دارد که بسیاری از پروژه‌ها قرار نیست با الهام پیش بروند می‌توان با تکرارهای کوچک و ناقص آن را ساخت.

ارزش یک اثر فقط در کیفیت نهایی آن نیست

شاید مهم‌ترین نتیجه مقاله همین باشد. نویسنده در پایان اعتراف می‌کند که هنوز هم نمی‌داند آن رمان واقعاً کتاب خوبی هست یا نه. اما دیگر این موضوع برایش مرکز ماجرا نیست.

او می‌نویسد: «ارزش یک کتاب بد را نمی‌شود فقط با کیفیت خود کتاب سنجید.»

و بعد جمله‌ای می‌آورد که عملاً خلاصه کل مقاله است: «ارزش یک کتاب بد را فقط می‌شود از روی کاری که نوشتنش با نویسنده کرد فهمید.»

و شاید دقیقاً همین، مهم‌ترین چیزی باشد که این مقاله درباره نوشتن می‌گوید، گاهی یک پروژه قرار نیست شاهکار شود. قرار است فقط تو را زنده نگه دارد، ذهنت را ترمیم کند، یا کمک کند دوباره بتوانی بنویسی.