بنیانگذار تئاتر نوین ایران در تبعید
سید عبدالحسین نوشین خراسانی (۱۲۸۵–۱۳۵۰) شخصیتی چندوجهی بود، نمایشنامهنویس، کارگردان تئاتر، مترجم، شاهنامهپژوه، از مصححان نسخه مشهور «شاهنامه مسکو» و از اعضای اصلی حزب توده ایران. او در تربت حیدریه متولد شد، پس از تحصیل در مدرسه فرانسوی سنلوئی، راهی فرانسه شد و در کنسرواتوآر تولوز به تحصیل هنرهای دراماتیک پرداخت. نوشین پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۱۱، با ترجمه و اجرای نمایشنامههای انتقادی و اجتماعی و بنیانگذاری «تئاتر فردوسی»، انقلابی در صحنه نمایش ایران ایجاد کرد. او از نخستین مترجمان جدی آثار شکسپیر به فارسی بود. براساس گزارشها، نوشین در سال ۱۳۱۹ نمایشنامه «اتللو» و در سال ۱۳۲۹ کمدی «هیاهوی بسیار برای هیچ» را منتشر کرد. نمایشنامه «اتللو» در سال ۱۳۵۷ در ۱۳۲ صفحه با قطع رقعی توسط انتشارات امیرکبیر تجدید چاپ شد. اما نکته حائز اهمیت در این ترجمه، آشنایی و همکاری تنگاتنگ نوشین با نیما یوشیج بود. دوستی نوشین با بسیاری از فرهیختگان آن دوران، ازجمله صادق هدایت، بزرگ علوی، سعید نفیسی و علیاکبر دهخدا، شبکه گستردهای از روشنفکران ایرانی را شکل میداد که در ترجمه و انتقال مفاهیم نوین به جامعه ایران نقش کلیدی ایفا میکردند.
نیما شاعری در خدمت ترجمه شکسپیر
همافزایی نوشین و نیما در ترجمه «اتللو» الگویی بدیع و کمتکرار در تاریخ ادبیات معاصر ایران است. اگر نوشین بر بازآفرینی جملات و دیالوگهای نمایشنامهای به نثری سلیس و قابلاجرا بر صحنه تمرکز داشت، نیما مسئولیت برگردان اشعار و سرودهای موجود در متن را بر عهده گرفت. این تقسیمکار آگاهانه، نشان از درک عمیق هر دو هنرمند از محدودیتها و قوتهای یکدیگر داشت. همانگونه که در ویرایشهای مختلف این کتاب از جمله چاپهای نشر قطره و امیرکبیر، ذکر شده، برگردان شعرها از نیما یوشیج است. آشنایی قبلی نیما با ادبیات فرانسه و بهویژه شکسپیر از یکسو و شیوه نوآورانه او در شعر فارسی از سوی دیگر، برگردان او از اشعار این نمایشنامه را به تجربهای منحصربهفرد بدل میکند. پژوهشها حاکی از آن است که اشعار موجود در متن ترجمه نوشین، به قلم نیما جلوهای ویژه یافته و با ساختار کلامی و موسیقایی متن هماهنگ شده است.
نمونهای از شعر ترجمهشده توسط نیما
در نسخههای چاپی «اتللو» با ترجمه نوشین، ازجمله چاپ دوم این کتاب در سال ۱۳۵۷ توسط امیرکبیر، اشعار با قالبی شاعرانه و برگرفته از سبک نیمایی بازآفرینی شدهاند. اگرچه کل نمایشنامه بهصورت نثر ترجمه شده، اما قطعات تغزلی و ترانههای موجود در متن، بهدست نیما به نظم کشیده شده است. برای مثال، ترانه «بید مجنون» که دزدمونا در واپسین لحظات عمر خود میخواند، یکی از برجستهترین قطعات تغزلی نمایشنامه «اتللو» است. در نسخه اصلی این ترانه، دزدمونا به یاد «بید مجنون» و معشوقی که او را رها کرده است، مینالد. نیما در ترجمه این تصویر شاعرانه را با تکیه بر لحن حسرتآمیز و ریتمی روان به فارسی منتقل کرده است. در بخشهایی از این ترجمه به وضوح میتوان اثرپذیری نیما از زبان روزمره و لحن ساده اما باطنیِ متون نمایشی شکسپیر را دید.
بستر تاریخی ترجمه شکسپیر در ایران
نهضت ترجمه آثار شکسپیر به فارسی از نیمه قرن نوزدهم آغاز شد. ابوالقاسم قراگوزلو (ناصرالملک) که از نخستین ایرانیان تحصیلکرده در دانشگاه آکسفورد بود، اولین ترجمه «اتللو» را در پاریس به فارسی برگرداند. پس از او، محمود اعتمادزاده (م. ا. بهآذین) نیز ترجمه متفاوت دیگری از این نمایشنامه ارائه داد. اما آنچه ترجمه عبدالحسین نوشین را از سایر برگردانهای معاصر متمایز میکند، رویکرد ترکیبی او در بهرهگیری از دو نظام زبانی متفاوت (نثر و نظم) و دعوت از نیما برای همکاری در ترجمه اشعار است. از سوی دیگر، نوشین در مقدمه کتاب خود به ناکارآمدی تکنیکهای تئاتری دوران شکسپیر برای اجرای معاصر اشاره کرده و ضرورت اقتباس با دکورهای مدرن را یادآور میشود. این مقدمه که در اصل به قلم خود نوشین است، آگاهی عمیق او را از وجوه نمایششناختی ترجمه نشان میدهد. او معتقد است که با پیشرفت تکنیک تئاتر، نمیتوان نمایشنامههای شکسپیر را به همان شیوه سهقرن پیش روی صحنه برد، بنابراین مترجم و کارگردان باید امکانات نوین را به خدمت بگیرند.
همافزایی تئاتر و شعر
همکاری عبدالحسین نوشین و نیما یوشیج بر روی «اتللو» را میتوان نقطه تلاقی دو جریان موازی در تاریخ مدرنیسم ایرانی دانست، جریان اول، بازسازی بنیانهای تئاتر ملی و علمی توسط نوشین بود که از طریق ترجمههای دقیق و کارگردانیهای منضبط، چهارچوب تئاتر غرب را با نقدهای اجتماعی روز ایران درآمیخت. جریان دوم، انقلاب شعری نیما بود که با تکیه بر هنجارشکنی در قالبهای کلاسیک و استفاده از زبان طبیعی، ساختار شعر فارسی را دگرگون کرد. این دو جریان هرچند در دو عرصه متفاوت عمل میکردند، اما در ترجمه مشترک «اتللو» به هم رسیدند. نوشین به نیما نیاز داشت تا موسیقی و احساس موجود در اشعار شکسپیر را با زبانی نو و مؤثر به مخاطب ایرانی منتقل کند. از سوی دیگر، نیما نیز این فرصت را یافت تا در قالب ترجمه، توانایی خود را در انطباق شعر فارسی با ریتمهای اروپایی به آزمون بگذارد. این تعامل میان ترجمهای تحتاللفظی و بازآفرینی شاعرانه، سبب شده تا این اثر همچنان پس از هشت دهه، در شمار بهترین و ماندگارترین ترجمههای اتللو به فارسی قرار گیرد. کتاب «اتللو» با ترجمه عبدالحسین نوشین و برگردان اشعار نیما یوشیج، در طول این سالها بارها تجدید چاپ شده است. این اقبال پایدار نشاندهنده ارزش درونی این ترجمه و توانایی آن برای جذب مخاطبان نسلهای مختلف است. حضور نیما در ترجمه متن شکسپیر، الگویی برای مترجمان بعدی ایجاد کرد. در نسلهای بعد، کسانی مانند احمد شاملو نیز در ترجمههای خود از نمایشنامههای غربی، از شاعران و ادیبان برای همکاری دعوت میکردند. این شیوه که میتوان آن را «ترجمه مشارکتی» نامید، در حقیقت نخستینبار توسط نوشین و نیما تجربه و تثبیت شد. امروزه نیز هر نسخه از «اتللو» نوشین که در کتابفروشیها یافت میشود، باعنوان «برگردان اشعار از نیما یوشیج» همراه است که یادگار ارزشمندی از این همکاری بینظیر ادبی در تاریخ معاصر ایران بهشمار میرود. ترجمه عبدالحسین نوشین از نمایشنامه «اتللو» و همکاری او با نیما یوشیج در برگردان اشعار، نمونهای کمنظیر از تعامل دوسویه میان دو عرصه هنری در ایران مدرن است. نوشین با تکیه بر دانش تئاتری و رویکرد علمی خود، متنی قابل درک و اجرا را فراهم کرد و نیما با حساسیت شاعرانه خود، لطافتهای کلامی شکسپیر را به شکلی نو به فارسی بازآفرینی کرد. این اثر سندی تاریخی از همکاری دو پیشگام بزرگ نوسازی فرهنگی در ایران است.

🗣 نظرات (0)