خیام، فراتر از شاعر رباعیها
عمر خیام نیشابوری را معمولاً با رباعیهای کوتاه و گاه بدبینانهاش میشناسیم. اما اهل دانش میدانند که او یکی از بزرگترین ریاضیدانان و فیلسوفان جهان اسلام بوده است. بااینحال، آنچه کمتر به آن پرداخته شده، جایگاه موسیقی در نظام علمی خیام است. استاد جلالالدین همایی در «خیامینامه» با دقتی مثالزدنی پرده از یک حقیقت شگفت برمیدارد، خیام کتابی مستقل در موسیقی داشته که حتی نام آن از قلم محققان تاریخ افتاده بود.

کشف یک مصنف ریاضی: «شرح المشکل من کتاب الموسیقی»
همایی در گفتاری باعنوان «حکیم خیام و مصادرات موسیقی» قاطعانه اعلام میکند که خیام صاحب تألیفی در موسیقی به این نام بوده است: «در این گفتار باز یکی از مصنفات ریاضی مسلم حکیم خیام را معرفی میکنیم بنام شرح المشکل من کتاب الموسیقی که من سراغ ندارم تا امروز هیچکجا حتی اسم این کتاب را در جزو مصنفات خیام ذکر کرده باشند تا بهشرح خصوصیات و تعریف مزایای آن چه رسد.» این جمله نشان میدهد که همایی بهدرستی آگاه بوده که با کشفی نادر و بیسابقه روبهرو شده است. اما سند او برای این ادعا چیست؟ نه یک منبع بیرونی، بلکه خود خیام.
سند همایی، ارجاع درونی در آثار خیام
همایی توضیح میدهد که در رساله ریاضی خیام باعنوان «شرح ما اشکل من مصادرات اقلیدس» (که موضوع گفتار نخست خیامینامه است)، جایی که سخن از «نسبت تألیفیه موسیقی» و تفاوت آن با «نسبت تألیفیه هندسی» به میان میآید، خیام ناگهان به کتاب دیگر خود ارجاع میدهد. جملهای که همایی از خیام نقل میکند، چنین است: «و قد ذکرنا شطراً من هذا المعنی فی شرح المشکل من کتاب الموسیقی». ترجمه: «بخشی از این مبحث را در کتاب شرح مشکلات کتاب موسیقی آوردهایم.» این ارجاع درونی، آن هم در اثنای یک رساله فنی ریاضی، از نگاه تیزبین همایی پنهان نمیماند. او بلافاصله نتیجه میگیرد: «ما از همینجا استفاده کردیم که حکیم بزرگوار نیشابوری کتابی هم نظیر مصادرات هندسهاش در فن موسیقی به این نام «شرح المشکل من کتاب الموسیقی» داشته است که آن را قبل از رساله «شرح ما اشکل من مصادرات اقلیدس» تصنیف کرده بود؛ و اسم این کتاب از قلم محققان آثارش افتاده است.»
تاریخ گذاری دقیق، پیش از سال ۴۷۰ قمری
اما همایی بههمیناشاره بسنده نمیکند. او با استفاده از نسخهشناسی و تکیه بر قدیمیترین نسخه خطی موجود از «شرح مصادرات اقلیدس»، نسخهای که در کتابخانه لیدن هولاند نگهداری میشود و در شعبان ۶۱۵ قمری کتابت شده، تاریخ تألیف آن رساله را دقیقاً تعیین میکند: «برحسب شرحی که در پایان نسخه قدیم منحصربهفردش مورخ شعبان 615 قمری متعلق به کتابخانه لیدن هولاند بهخط کاتب نسخه «مسعود بن محمد بن علی جلفری» از روی خط خود حکیم خیام نقل شده است اواخر جمادی الاولی از سنه 470 هجری قمری بود؛ پس معلوم میشود که کتاب شرح المشکل من کتاب الموسیقی را پیش از آن تاریخ یعنی ظاهرا قبل از سال 470 تصنیف کرده است.» این تاریخگذاری بسیار مهم است. سال ۴۷۰ قمری برابر است با حدود ۱۰۷۷ میلادی. یعنی بیش از ۹۵۰ سال پیش، خیام کتابی تخصصی درباره موسیقی نوشته بوده است. کتابی که نه ابنندیم در «الفهرست» و نه قفطی در «تاریخ الحکما» و نه هیچ محقق دیگری تا پیش از همایی از آن نام نبرده بود.

چرا موسیقی در زمره علوم ریاضی بود؟
همایی برای روشن شدن اهمیت این کشف، توضیح میدهد که در نظام علمی دوران خیام، موسیقی جزو شاخههای چهارگانه ریاضیات بهشمار میرفته است: «بارها به این مطلب اشاره کردهایم که حکمای قدیم فن موسیقی را در تقسیمبندی علوم یکی از شعب چهارگانه اصول علم ریاضی یعنی حساب و هندسه و هیئت و موسیقی میشمردند. بهاینجهت که در موسیقی بهمناسبت تناسب نغمات و آوازها با یکدیگر و کمیت زمان و حرکات و سکنات که مابین آنها واقع میشود از «نسبت مولفه» گفتوگو میکردند بههمان معنا که شرحش در گفتار اول گذشت.» ازاینرو، تألیف کتابی در موسیقی برای ریاضیدانی چون خیام نه تنها عجیب نیست، بلکه طبیعی و انتظاربرانگیز است.
همایی: بارها به این مطلب اشاره کردهایم که حکمای قدیم فن موسیقی را در تقسیمبندی علوم یکی از شعب چهارگانه اصول علم ریاضی یعنی حساب و هندسه و هیئت و موسیقی میشمردند. به این جهت که در موسیقی بهمناسبت تناسب نغمات و آوازها با یکدیگر و کمیت زمان و حرکات و سکنات که مابین آنها واقع میشود از «نسبت مولفه» گفتوگو میکردند
منظور از «کتاب موسیقی» کدام اثر است؟
همایی در اینجا یک حدس و گمان هوشمندانه نیز میزند. او میپرسد که «کتاب الموسیقی» مورد نظر خیام، تألیف کیست؟ و پاسخ میدهد: «راقم سطور قویا احتمال میدهد که موضوع بحث حکیم خیام مصادرات کتاب موسیقی اقلیدس باشد همان کتاب که ابن ندیم در الفهرست جزو کتب اقلیدس مینویسد «کتاب النغم و یعرف بالموسیقی»» در نتیجه، خیام همان کار را با کتاب موسیقی اقلیدس انجام داده که با کتاب اصول هندسه و حساب او کرده بود، شرح مشکلات آن را نوشته است. رساله منسوب به خیام؛ قطعهای از همان کتاب گمشده؟ اما ماجرای «خیامینامه» در اینجا پایان نمییابد. همایی اشاره میکند که رساله کوچکی در موسیقی منسوب به خیام در دست است. او وعده میدهد که آن را در خاتمه این گفتار نقل خواهد کرد که خود جای بحث جداگانه دارد. سپس فرضیهای جسورانه مطرح میکند: «بهطوری که از ظواهر امر استنباط میشود رساله موجود باید صفحاتی چند یا فصلی منتخب از کتابی بزرگتر باشد که متاسفانه فعلا از وجود و ماهیت آن اطلاع نداریم؛ اما احتمال میدهیم که اصل کامل این رساله همان کتاب «شرح المشکل من کتاب الموسیقی» باشد که عجالتا یک فصل یا چند صفحه آن بهدسترس ما واقع شده است؛ امیدواریم که تحقیقات و کاوشهای بعد حقیقت این امر را روشن و مکشوف سازد.» همایی در پایان میگوید: «و کلی این امور در گرو تقدیر و مشیت الهی است «ازمّه الامور طرّاً بیده»، بیش از این مقدار در اینباره سخنی نمیتوانیم گفت؛ حال میپردازیم به نقل متن رساله موجود و من الله التوفیق.»
فرصت مغتنم انتشار مجدد «خیامینامه»
«خیامینامه» درعین تصحیح از رباعیات خیام گنجینهای است از نکات بدیع، کشفهای نادر و پیوندهای میانرشتهای که نشان میدهد خیام چه اندازه فراتر از تصورات رایج ما بوده است. کشف «شرح المشکل من کتاب الموسیقی» یکی از درخشانترین نمونههای دقت و تیزهوشی استاد همایی است. با تجدید چاپ این کتاب، نسل امروز میتواند با چهره واقعی خیام، ریاضیدانی که موسیقی را چون شاخهای از ریاضیات میشناخت و در آن کتابی مستقل نوشته بود آشنا شود. باشد که این انتشار مجدد، سرآغازی برای بازخوانی و بازشناسی همه ابعاد علمی و فرهنگی این حکیم بزرگ باشد.
تصویر این مطلب حکیم عمر خیام است که بهتصویب انجمن آثار ملی رسیده است، اثر استاد علیمحمد حیدریان

🗣 نظرات (0)